آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت هفتاد و یک :
* * * * *
پیشخدمت فنجان موکای بدون شکرم را مقابلم گذاشت و در حالی که تعظیم کوتاهی میکرد، از ما فاصله گرفت.
چشمانم را به آرامی بالا کشیدم و خانم وود را نگاه کردم. پیرزنی مسن با موهایی به سپیدی برف با فرهای بیگودی. به سبک زنان کلاسیک کت و دامن ساده اما گران قیمت و شیکی به تن داشت و گردنبندی با جواهر آبی بر روی سینهاش میدرخشید.
تازه با هم آشنا شده بودیم. هر روز در کافۀ برج قهوه میâ
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
ترنم
0فک کنم پارت بعد انفجاره و یه چیز خیلی مهمی رو می فهمیم که همه چیو به هم میریزه
۲ ماه پیشترنم
0نکنه تئو و اریک برادراش باشن چون دو تا هستن آخه از طرفی تارا برادراش رو دیده و آریک هم همینطور پس اریک و تئو نمیتونن باشن؟
۲ ماه پیشترنم
0جدی یعنی چی؟دوست پسر ده روزه؟وا وا وا یعنی چی😭من هنوز نتونستم هضمش کنم
۲ ماه پیشAida
0میترسم بگم اما،یادم نمیاد راجبه کدوم پسر حرف میزنه💔
۲ ماه پیشPATRICK
17خدایییییی برگاممم این پرنس ایرانی چرا اینقدر کراشههههههه😩
۶ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
عشقمه😭
۶ ماه پیشنیایش
0نه . فقط برا منه . به کسی نمیدمش.گفته باشم
۴ ماه پیشKimia
3دستکشی نمیتونه برادرش باشه حتی اریک هم نمیتونه چون تارا عکس برادراش و دید اگر این دوتا بودن میفهمید
۵ ماه پیشHamraz
3پرنس چارمینگ خودمههه😭☝🏻
۶ ماه پیشدنیز؛
2پرنس ایرانیییی وای قلبمم😭😭
۶ ماه پیشنفس
0آفرین تارا داری خوب پیش میری
۷ ماه پیشmacani
2کایای چسی با اینکه سختمه ول میخوام قبولت کنم ب عنوان شیپ تارا😶👀
۷ ماه پیشطنین
6خدایا شکرت شر این دستکشی کم شد
۷ ماه پیشSarina
3میگم تارا دوتا برادر داره، تئو و آریک هم دوتان.. ینی ممکنه دستکشی (همون تئو) برادرش باشههه؟!!
۷ ماه پیشمحرابی
0ممنونم عالی مثل همیشه ولی چه زود تموم شد
۷ ماه پیشاسپایدرمن
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

آوا موسوی | نویسنده رمان
خودمم دیگه بهش میگم دستکشی
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Yana
0نمیدونم روانیم یا چیز دیگه ولی رو تئو کراشم.خیلی زیاد😔